غم حسین محتشم کشانی
یہاں محتشم کاشانی کی مکمل ترکیب بند پیش ہے:
**بند ۱**
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
**بند ۲**
چه شد که نوبت عزا به گردون رسید باز
آتش به خرمن هستی و بودن رسید باز
در چرخ روضه خوانی و نوحه سرایی است
گویا که محرم حسین ابن علی است باز
ای خون جگر من به غریبی که کشته شد
در کربلا که نوحه و شیون بپا شود باز
دشت کربلا باز شده خون آشام
قتلگه سبطین که شود خون آشام باز
**بند ۳**
در کربلا چه واقعه ای رفت کای خدا
زین واقعه چه غوغا در بحر و بر برآمد
ای آنکه هست مغز تو پر از هوای دنیا
از کربلا خبر گیر و بشنو که آمد
در کربلا که کشته شد آن سرور شهیدان
آن رهنمای نیک پی خلق پاک نژاد
در کربلا چنان که شنیدم ز روی قصه
آن شاه شهیدان کشته شد به ظلم و عناد
**بند ۴**
ای واقعۀ تو در همه عالم پریشان است
از واقعۀ تو چشم فلک گریان است
آوای نوحه و غم تو در هر گوشهای است
جن و ملک از حدیث تو حیران است
مطلب ز حادثۀ تو این است کای عزیز
کآشوب در همه عالم از مرگ تو بپاست
**بند ۵**
ای کشته کربلا که ترا کشت کیست باز
وی سبط مصطفی که ترا کشت کیست باز
تنها به خون نشسته به دشت کربلا
آن سرو آزاد که به جورش که کشت باز
چون واقعۀ تو بشنوم ای شاه شهیدان
آتش به جان من زند و خون به دل نشیند
**بند ۶**
گویند مرتضی علی را فرزند کشتند
وی آسمان که بهر چنین کار بنشستند
گویند پاک فاطمۀ زهرا را پسر کشتند
یعنی که اشک چشم پیمبر به خاک ریختند
گویند محو نور دو دیدۀ مصطفی شد
گویند در جهان چراغ هدایت خاموش شد
**بند ۷**
آن کشتگان کربلا که شدند
شمشیر ستم که بر سرشان کشیده شد
هر یک به نیزه سر بلند آن همه
بر خاک افتادند و خون در میان جوش شد
**بند ۸**
ای خون حسین که ز دل مصطفی چکید
بر سینۀ فلک که چو آذرگون چکید
در کربلا که شد دل مصطفی کباب
وان چشم زهرا که ز خون پر چکید
**بند ۹**
وا حسرتا که او که نگار هفت کشور
شد کشتۀ هوای تباه بنی امیه
وا حسرتا به دشت کربلا که آن رخ زیبا
خاکی شد و به خون کشیده بر گردن تیغ جفا
**بند ۱۰**
ای خاک کربلا که بر تو ریخته شد
خون دل مصطفی که بر تو ریخته شد
آن خاک پاک پای فاطمه که بر تو
افتاد و خون جگر زهرا که بر تو ریخته شد
**بند ۱۱**
یا رب چه خوش بود که مرا در حرم کنی
همراز کربلا و غریبان کرب و بلا کنی
در روز حشر محشر با آن همه گروه شهیدان
محشور کن و از اهل بهشت و رضا کنی
**بند ۱۲**
بگذار تا که چون محتشم سر به خاک نه
در پای او که هست شه کونین و آدم است
شاید که فیض یابم از آن سرو سرفراز
کز نسل او پیمبر بر خلق عالم است
---
**نوٹ:** یہ مکمل ترکیب بند مختلف روایات میں تھوڑے فرق کے ساتھ ملتی ہے۔ یہ واقعہ کربلا اور امام حسین علیہ السلام کی شہادت کے غم میں لکھی گئی فارسی ادب کی مشہور ترین مرثیہ ہے۔
Comments
Post a Comment